بدعت نماز تراویح از دیدگاه روایات علماء و اربابان قلم و صاحب نظران اهل سنت و وهابیت - بزرگترین وکاملترین وبلاگ دانلودکتاب ونرم افزاررایگان
X
تبلیغات
رایتل

بزرگترین وکاملترین وبلاگ دانلودکتاب ونرم افزاررایگان

بدعت نماز تراویح از دیدگاه روایات علماء و اربابان قلم و صاحب نظران اهل سنت و وهابیت

بدعت نماز تراویح از دیدگاه روایات علماء و اربابان قلم و صاحب نظران اهل سنت و وهابیت
آیا در زمان پیامبر صلی الله علیه وآله نماز های نافله ماه رمضان بصورت تراویح یا جماعت خوانده می شد؟؟؟
آیا در زمان غصب خلافت و حکومت غاصبانه ابوبکر ین ابی قحافه نماز های نافله بصورت تراویح خوانده می شد؟؟؟
آیا در زمان غصب خلافت و حکومت غاصبانه
عمر بن خطاب در اوایل خلافتش نماز های نافله بصورت تراویح خوانده می شد؟؟؟
آیا آیاتی از قرآن کریم یا اقوال یا احوال، یا احادیث و سنت فقط یک نمونه داریم که نماز نافله ماه رمضان بصورت جماعت خوانده شده باشد؟؟؟
آیا کسی از خاندان پاک و مطهر و معصوم اهل بیت علیهم السلام نمونه ای دارید که در نماز تراویح شرکت کرده باشد؟؟؟
آیا از اصحاب خاصه و شیعیان امیرالمومنین علی بن ابی طالب صلوات الله علیه نمونه ای داریم که در نماز تراویح شرکت کرده باشد؟؟؟
نظر بزرگان و اقوال علمای اهل سنت از متاخرین تا معاصر در باب نماز تراویح چیست؟؟؟
آیا نماز تراویح بدعت است یا سنت ؟؟؟
مقدمه:
نماز تراویح یا خواندن نوافل ماه رمضان به جماعت، از بدعت‌هایى است که عمر بن خطاب وارد اسلام کرده است؛ پیش از او، نه در زمان رسول خدا صلى الله علیه وآله و نه در زمان ابوبکر چنین چیزى سابقه نداشته است.
علمای شیعه و سنی با سند صحیح نقل کرده‌اند که نماز تراویح از بدعت‌های خلیفه دوم بوده است . همچنین بسیاری از علمای اهل سنت به این قضیه اعتراف کرده‌اند که در ذیل به صورت خلاصه به این قضیه پرداخته خواهد شد :
الف) روایات تراویح در منابع اهل سنت
در منابع معتبر اهل سنت روایاتی وجود دارد که نشان می‌‌دهد، نماز تراویح از بدعت های عمر بن خطاب است:
روایت اول:
محمد بن اسماعیل بخارى در صحیح خود مى‌نویسد:

1905 حدثنا عبد اللَّهِ بن یُوسُفَ أخبرنا مَالِکٌ عن بن شِهَابٍ عن حُمَیْدِ بن عبد الرحمن عن أبی هُرَیْرَةَ رضی الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم قال من قام رَمَضَانَ إِیمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ له ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِهِ قال بن شِهَابٍ فَتُوُفِّیَ رسول اللَّهِ صلى الله علیه وسلم وَالْأَمْرُ على ذلک ثُمَّ کان الْأَمْرُ على ذلک فی خِلَافَةِ أبی بَکْرٍ وَصَدْرًا من خِلَافَةِ عُمَرَ رضی الله عنهما.
صحیح البخاری، ج2، ص707، البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، تحقیق: د. 0مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
ابو هریره از رسول خدا صلی الله علیه وسلم نقل کرده است که آن حضرت فرمود: هرکس (نافله ماه) رمضان را با ایمان و قربة الى الله بخواند، خداوند گناهان گذشته او را مى‌بخشد. ابن شهاب گفته: رسول خدا صلی الله وسلم از دنیا رفت و وضعیت به همین صورت بود (نماز تراویح را بدون جماعت مى‌خواندند) در زمان خلافت ابوبکر و اوائل خلافت عمر نیز به همین صورت بود .
نماز تراویج
روایت دوم:
بخارى در روایت دیگر نقل مى‌کند که وقتى عمر دید هرکس در مسجد براى خودش نماز مى‌خواند، گفت: نظر من این است که برای آنها امام جماعت قرار بدهیم و ابی بن کعب را امام آنها قرار داد:
1906 وَعَنْ بن شِهَابٍ عن عُرْوَةَ بن الزُّبَیْرِ عن عبد الرحمن بن عَبْدٍ القارىء أَنَّهُ قال خَرَجْتُ مع عُمَرَ بن الْخَطَّابِ رضی الله عنه لَیْلَةً فی رَمَضَانَ إلى الْمَسْجِدِ فإذا الناس أَوْزَاعٌ مُتَفَرِّقُونَ یُصَلِّی الرَّجُلُ لِنَفْسِهِ وَیُصَلِّی الرَّجُلُ فَیُصَلِّی بِصَلَاتِهِ الرَّهْطُ فقال عُمَرُ إنی أَرَى لو جَمَعْتُ هَؤُلَاءِ على قَارِئٍ وَاحِدٍ لَکَانَ أَمْثَلَ ثُمَّ عَزَمَ فَجَمَعَهُمْ على أُبَیِّ بن کَعْبٍ ثُمَّ خَرَجْتُ معه لَیْلَةً أُخْرَى وَالنَّاسُ یُصَلُّونَ بِصَلَاةِ قَارِئِهِمْ قال عُمَرُ نِعْمَ الْبِدْعَةُ هذه والَّتِی یَنَامُونَ عنها أَفْضَلُ من التی یَقُومُونَ یُرِیدُ آخِرَ اللَّیْلِ وکان الناس یَقُومُونَ أَوَّلَهُ.
صحیح البخاری، ج2، ص707، کِتَاب صَلَاةِ التَّرَاوِیحِ، بَاب فَضْلِ من قام رَمَضَانَ، البخاری الجعفی، ابوعبدالله محمد بن إسماعیل (متوفاى256هـ)، تحقیق د. مصطفی دیب البغا، ناشر: دار ابن کثیر، الیمامة - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1407 – 1987.
عبد الرحمن بن عبد القاری می‌گوید: با عمر بن خطاب در شب ماه رمضان به مسجد رفتیم، دیدیم که برخی به صورت انفراد و برخی هم گروه نماز می‌خوانند. عمر گفت: نظر من این است که اگر اینها - نماز گزارها - را بر یک امام جماعت قرار دهم بهتر است پس بر این معنى تصمیم گرفت: و ابى بن کعب را مأمور اقامه جماعت کرد. راوى مى گوید: سپس در شب دیگرى به همراه عمر بیرون آمدم مردم را دیدم که به همراه یک شخص - امام جماعت - نماز مى‌خوانند. عمر گفت: این کار، عجب بدعت خوبى است
.
نماز تراویح
این روایات در صحیح مسلم که یکی از صحاح اهل سنت است و نیز بقیه کتب معتبره آنها آمده؛ اما به ذکر این روایات از صحیح بخاری؛‌ اکتفا می‌کنیم.
سخنان علمای اهل سنت در شرح روایت:
شارحان صحیح بخاری، این روایت را توصیح و شرح داده اند که در این قسمت به آنها اشاره می‌شود:
ابن حجر عسقلانی (متوفای852 هـ)
وی در کتاب «فتح الباری» در شرح جمله «وَالْأَمْرُ عَلَى ذَلِکَ» مى‌نویسد:
[2009] قَوْله قَالَ بن شِهَابٍ فَتُوُفِّیَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَالنَّاسُ فِی رِوَایَةِ الْکُشْمِیهَنِیِّ وَالْأَمْرُ عَلَى ذَلِکَ أَیْ عَلَى تَرْکِ الْجَمَاعَةِ فِی التَّرَاوِیحِ وَلأَحْمَد من رِوَایَة بن أَبِی ذِئْبٍ عَنِ الزُّهْرِیِّ فِی هَذَا الْحَدِیثِ وَلَمْ یَکُنْ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ جَمَعَ النَّاسَ عَلَى الْقِیَامِ وَقَدْ أَدْرَجَ بَعضهم قَول بن شِهَابٍ فِی نَفْسِ الْخَبَرِ أَخْرَجَهُ التِّرْمِذِیُّ مِنْ طَرِیق معمر عَن بن شهَاب وَأما مَا رَوَاهُ بن وَهْبٍ عَنْ أَبِی هُرَیْرَةَ خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَإِذَا النَّاسُ فِی رَمَضَانَ یُصَلُّونَ فِی نَاحِیَةِ الْمَسْجِدِ فَقَالَ مَا هَذَا فَقِیلَ نَاسٌ یُصَلِّی بِهِمْ أُبَیُّ بْنُ کَعْبٍ فَقَالَ أَصَابُوا وَنِعْمَ مَا صَنَعُوا ذَکَرَهُ بن عَبْدِ الْبَرِّ وَفِیهِ مُسْلِمُ بْنُ خَالِدٍ وَهُوَ ضَعِیفٌ وَالْمَحْفُوظُ أَنَّ عُمَرَ هُوَ الَّذِی جَمَعَ النَّاسَ عَلَى أُبَیِّ بْنِ کَعْبٍ
فتح الباری شرح صحیح البخاری، ج 4، ص252، المؤلف: أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل العسقلانی الشافعی، الناشر: دار المعرفة - بیروت، 1379، رقم کتبه وأبوابه وأحادیثه: محمد فؤاد عبد الباقی، قام بإخراجه وصححه وأشرف على طبعه: محب الدین الخطیب، علیه تعلیقات العلامة: عبد العزیز بن عبد الله بن باز، عدد الأجزاء: 13.
سخن ابن شهاب ...
«وَالْأَمْرُ عَلَى ذَلِکَ» یعنی امر بر ترک جماعت در نماز تراویح بوده است. در روایتی که احمد از ابن ابی ذئب از زهری نقل کرده آمده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم مردم را بر قیام نماز تراویح بر جماعت جمع نکرده است. ... اما روایتی را که ابن وهب از ابو هریره نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه وسلم به مسجد آمد دید مردم در ماه رمضان در ناحیه مسحد نماز می‌خوانند. سؤال کرد،‌این ها چه کار می‌کنند؟ گفتند: مردم پشت سر ابی بن کعب نماز می‌خوانند. حضرت فرمود: کاری خوبی می‌کنند . این روایت را ابن عبد البر ذکر کرده و در این روایت مسلم بن خالد قرار دارد که ضعیف است. نظر درست این است که عمر مردم را به امامت ابی بن کعب بر جماعت جمع کرد.
بدعت نماز تراویح
بدر الدین عینی (متوفای 855هـ)
عینی نیز در کتاب «عمدة‌القاری» در شرح روایت می‌نویسد:
قَوْله: (قَالَ ابْن شهَاب) ، أَی: مُحَمَّد بن مُسلم بن شهَاب الزُّهْرِیّ. قَوْله: (وَالْأَمر على ذَلِک) ، جملَة حَالیة وَالْمعْنَى: اسْتمرّ الْأَمر فِی هَذِه الْمدَّة الْمَذْکُورَة على أَن کل أحد یقوم رَمَضَان فِی أَی وَجه کَانَ جمعهم عمر، رَضِی الله تَعَالَى عَنهُ. قَوْله: (وَالْأَمر على ذَلِک) رِوَایَة الْکشمیهنی، وَفِی رِوَایَة غَیره: (وَالنَّاس على ذَلِک) ، یَعْنِی: على ترک الْجَمَاعَة فِی التَّرَاوِیح. فَإِن قلت: روى ابْن وهب عَن أبی هُرَیْرَة: (خرج رَسُول الله، صلى الله عَلَیْهِ وَسلم،
هَذَا؟ فَقیل: نَاس یُصَلِّی بهم أبی بن کَعْب. فَقَالَ: أَصَابُوا، ونِعْمَ مَا صَنَعُوا) ذکره ابْن عبد الْبر. قلت: فِیهِ مُسلم بن خَالِد، وَهُوَ ضَعِیف، وَالْمَحْفُوظ أَن عمر، رَضِی الله تَعَالَى عَنهُ، هُوَ الَّذِی جمع النَّاس على أبی بن کَعْب، رَضِی الله تَعَالَى عَنهُ.

عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 11، ص125، العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای 855هـ)، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
مراد از «ابن شهاب» محمد بن مسلم بن شهاب زهری است. قول ابن شهاب که می‌گوید: (وَالْأَمر على ذَلِک)، جمله حالیه است و معنایش این است در این مدت مذکور در روایت (از زمان پیامبر تا اول خلافت عمر)،‌ امر نماز نافله بر این منوال بود که هر کسی در ماه رمضان می‌توانست به هر صورتی نماز بخواند؛‌ اما عمر آنها را بر یک نماز جمع کرد. تعبیر (وَالْأَمر على ذَلِک) به روایت کشمیهنی است و در روایت غیر او تعبیر (وَالنَّاس على ذَلِک) آمده و معنایش این است که مردم نماز تراویح را به جماعت نمی‌خواندند. و در پایان همان سخن ابن حجر را در باره روایتی ابن وهب از ابوهریره نقل کرده،‌مطرح می‌کند و از این روایت پاسخ می‌دهد.
نماز تراویح
عینی در جای دیگر تصریح می‌کند که خود عمر نماز را به جماعت نمی‌خواند و عقیده اش این بود که نماز در خانه بهتر است :
قَوْله: (ثمَّ خرجت مَعَه) أَی: مَعَ عمر لَیْلَة أُخْرَى، وَفِیه إِشْعَار بِأَن عمر، رَضِی الله تَعَالَى عَنهُ، کَانَ لَا یواظب الصَّلَاة مَعَهم، وَکَأَنَّهُ یرى أَن الصَّلَاة فِی بَیته أفضل، وَلَا سِیمَا فِی آخر اللَّیْل، وَعَن هَذَا قَالَ الطَّحَاوِیّ: التَّرَاوِیح فِی الْبَیْت أفضل. قَوْله: (نعم الْبِدْعَة) ، ویروى: (نعمت الْبِدْعَة) ، بِزِیَادَة التَّاء، وَیُقَال: نعم، کلمة تجمع المحاسن کلهَا، وَبئسَ، کلمة تجمع المساوىء کلهَا، وَإِنَّمَا دَعَاهَا بِدعَة لِأَن رَسُول الله، صلى الله عَلَیْهِ وَسلم، لم یسنها لَهُم، وَلَا کَانَت فِی زمن أبی بکر، رَضِی الله تَعَالَى عَنهُ. وَرغب رَسُول الله، صلى الله عَلَیْهِ وَسلم، فِیهَا بقوله: نعم، لیدل على فَضلهَا، وَلِئَلَّا یمْنَع هَذَا اللقب من فعلهَا. والبدعة فِی الأَصْل أَحْدَاث أَمر لم یکن فِی زمن رَسُول الله، صلى الله عَلَیْهِ وَسلم، ثمَّ الْبِدْعَة على نَوْعَیْنِ: إِن کَانَت مِمَّا ینْدَرج تَحت مستحسن فِی الشَّرْع فَهِیَ بِدعَة حَسَنَة، وَإِن کَانَت مِمَّا ینْدَرج تَحت مستقبح فِی الشَّرْع فَهِیَ بِدعَة مستقبحة
عمدة القاری شرح صحیح البخاری، ج 11، ص126، العینی الغیتابی الحنفی، بدر الدین ابومحمد محمود بن أحمد (متوفای 855هـ)، ناشر: دار إحیاء التراث العربی – بیروت.
(ثمَّ خرجت مَعَه)، یعنی بیرون رفتم با عمر در شب دیگر، این جمله اشعار دارد به این که عمر بر جماعت خواندن مواظبت نمی‌کردند و گویا عقیده داشت که نماز در خانه بهتر است به ویژه در پایان شب. از این رو طحاوی گفته است:‌ تراویح در خانه افضل است. این سخن عمر (نعم الْبِدْعَة) به صورت (نعمت الْبِدْعَة) روایت شده است. و «نعم» کلمه ی است که تمام محاسن را دارد. و کلمه « وَبئسَ» جامع تمام بدی ها است. و این که عمر جماعت خواندن تراویح را بدعت خوانده به خاطر این است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم سنتش این نبوده و در زمان ابو بکر هم چنین نبوده است. ولی رسول خدا به آن تشویق فرموده است به قول خودش «نعم» تا بر فضل آن دلالت کند و این لقب «خوب بودن»‌ را برای کسی که آن را انجام دهد،‌منع نکند. بدعت در اصل پدید آوردن امر جدید است که در زمان رسول خدا نبوده است. بدعت دو قسم است: اگر تراویح داخل در بدعت خوب باشد،‌ بدعت حسنه است و اگر داخل در بدعتی باشد که شرع او را قبیح می‌داند، پس بدعت قبیحه است.
بدعت تراویح
شهاب الدین قسطلانى (متوفاى923هـ)
قسطلانی نیز در کتاب «ارشاد‌ الساری می‌نویسد:
(قال ابن شهاب) الزهری (فتوفی رسول الله -صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ- والأمر على ذلک) أی على ترک الجماعة فی التراویح ولغیر الکشمیهنی کما فی الفتح والناس على ذلک، (ثم کان الأمر على ذلک) أیضًا (فی خلافة أبی بکر) الصدیق (وصدرًا من خلافة عمر -رضی الله عنهما-).
إرشاد الساری فی شرح صحیح البخاری، ج3، ص425 المؤلف: أحمد بن محمد بن أبى بکر بن عبد الملک القسطلانی القتیبی المصری، أبو العباس، شهاب الدین (المتوفى: 923هـ)، الناشر: المطبعة الکبرى الأمیریة، مصر، الطبعة: السابعة، 1323 هـ، عدد الأجزاء: 10 .
... والأمر على ذلک)؛ یعنی مردم نماز نافله رمضان را به جماعت نمی‌خوانده است. و در غیر روایت کشمیهنی تعبیر «والناس على ذلک» آمده است. و در زمان خلافت ابو بکر و ابتدای خلافت عمر نیز نماز تراویح به جماعت خوانده نمی‌شده است.
بدعت عمر در تراویح
قسطلانى در صفحه دیگر مى‌گوید:
(قال عمر): لا رآهم (نعم البدعة هذه)، سماها بدعة لأنه -صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ- لم یسن لهم الاجتماع لها ولا کانت فی زمن الصدیق ولا أول اللیل ولا کل لیلة ولا هذا العدد.
إرشاد الساری فی شرح صحیح البخاری، ج3، ص426 المؤلف: أحمد بن محمد بن أبى بکر بن عبد الملک القسطلانی القتیبی المصری، أبو العباس، شهاب الدین (المتوفى: 923هـ)، الناشر: المطبعة الکبرى الأمیریة، مصر، الطبعة: السابعة، 1323 هـ، عدد الأجزاء: 10 .
عمر، تراویح را بدعت نامید، به این دلیل این که رسول خدا به مردم نگفته بود که آن را به جماعت بخوانند، در زمان ابوبکر نیز کسى آن را به جماعت نمى‌خواند، نه در اول شب و نه در تمام شب و نه به این تعداد (رکعات).
بدعت تراویح
ب) اعتراف علمای اهل سنت در بدعت تراویح
هرچند که همین دو روایت که در معتبر ترین کتاب آنها آمده، براى اثبات این مطلب کفایت مى‌کند؛ اما از آن‌جائى که ممکن است برخى دلالت روایت را نپذیرند و آن را توجیه کنند، ما اعترافات و تصریح سخنان بزرگان اهل سنت را از قرن‌هاى مختلف در این باره نقل مى‌کنیم تا هیچ بهانه‌اى باقى نماند:
محمد بن سعد زهرى (متوفاى230هـ)
محمد بن سعد زهرى در کتاب الطبقات الکبرى در باره نوآورى‌هاى عمر مى‌نویسد:
وَهُوَ أَوَّلُ مَنْ سَنَّ قِیَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَجَمَعَ النَّاسَ عَلَى ذَلِکَ وَکَتَبَ بِهِ إِلَى الْبُلْدَانِ. وَذَلِکَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ. وَجَعَلَ لِلنَّاسِ بِالْمَدِینَةِ قَارِئَیْنِ. قَارِئًا یُصَلِّی بِالرِّجَالِ وَقَارِئًا یُصَلِّی بِالنِّسَاءِ.
الطبقات الکبرى، ج3، ص213، المؤلف: أبو عبد الله محمد بن سعد بن منیع الهاشمی بالولاء، البصری، البغدادی المعروف بابن سعد (المتوفى: 230هـ)، تحقیق: محمد عبد القادر عطا، الناشر: دار الکتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولى، 1410 هـ - 1990 م، عدد الأجزاء: 8.
او نخستین کسى بود که خواندن (نوافل) ماه رمضان را (به جماعت) بنیان نهاد و مردم را براى خواندن آن جمع کرد و به تمام شهرها نیز نوشت که همین کار را انجام دهند. این قضیه در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى اتفاق اتفاد،‌ در مدینه دو امام جماعت تعیین کرد، یکى براى مردان و یکى براى زنان .
بدعت نماز تراویح
احمد بن یحیى بلاذرى (متوفاى279هـ)
احمد بن یحیى بلاذرى در کتاب انساب الأشراف مى‌نویسد:
وَأَوَّلَ مَنْ سَنَّ قِیَامَ شَهْرِ رَمَضَانَ، وَجَمَعَ النَّاسَ عَلَى ذَلِکَ، وَکَتَبَ بِهِ إِلَى الْبُلْدَانِ، وَذَلِکَ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ سَنَةَ أَرْبَعَ عَشْرَةَ
أنساب الأشراف، ج10، ص322، المؤلف: أحمد بن یحیى بن جابر بن داود البَلَاذُری (المتوفى: 279هـ)
تحقیق: سهیل زکار وریاض الزرکلی، الناشر: دار الفکر - بیروت، الطبعة: الأولى، 1417 هـ - 1996 م، عدد الأجزاء: 13.

عمر، نخستین کسى بود که (به جماعت) خواندن نافله ماه رمضان را بنا نهاد، مردم را براى آن جمع کرد و به شهرهاى اسلامى نیز نوشت که آنان همین کار را انجام دهند، این قضیه در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى اتفاق افتاد.
بدعت نماز تراویح
محمد بن جریر طبرى (متوفای311هـ):
ابو جعفر طبرى، تاریخ نویس مشهور اهل سنت در این باره مى‌نویسد:
وهو أول من جمع الناس عَلَى إمام یصلی بهم التراویح فی شهر رمضان، وکتب بِذَلِکَ إلى البلدان، وأمرهم به، وَذَلِکَ- فیما حَدَّثَنِی به الحارث، قَالَ: حدثنا ابن سعد، عن محمد بن عمر- فی سنة أربع عشرة، وجعل لِلنَّاسِ قارئین: قارئا یصلی بالرجال وقارئا یصلی بالنساء
تاریخ الطبری، ج4، ص209، المؤلف: محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب الآملی، أبو جعفر الطبری (المتوفى: 310هـ)ّ، (صلة تاریخ الطبری لعریب بن سعد القرطبی، المتوفى: 369هـ)، الناشر: دار التراث - بیروت، الطبعة: الثانیة - 1387 هـ،عدد الأجزاء: 11 .
عمر، نخستین کسى بود که مردم را جمع کرد تا نماز تراویح را در ماه رمضان پشت سر یک نفر بخوانند، و به دیگر شهرهاى اسلامى نیز نوشت که همین کار را انجام دهند، این قضیه طبق روایتى که حارث از ابن سعد از محمد بن عمر نقل شده در سال چهاردهم اتفاق افتاده است، عمر دو امام جماعت یکى مخصوص مردان و یکى مخصوص زنان تعیین کرد.
بدعت تراویح
ابو الفرج ابن جوزى (متوفاى597هـ)
ابو الفرج ابن جوزى مفسر و مورخ مشهور اهل سنت، بعد از نقل روایت بخارى مى‌نویسد:
وَقَوله: نعمت الْبِدْعَة. الْبِدْعَة: فعل شَیْء لَا على مِثَال تقدم، فسماها بِدعَة لِأَنَّهَا لم تکن فِی زمن رَسُول الله على تِلْکَ الصّفة، وَلَا فِی زمن أبی بکر
کشف المشکل من حدیث الصحیحین ج1 ص116 المؤلف: جمال الدین أبو الفرج عبد الرحمن بن علی بن محمد الجوزی (المتوفى: 597هـ)، المحقق: علی حسین البواب، الناشر: دار الوطن - الریاض، عدد الأجزاء: 4 .
اما این گفته عمر «نعمت الْبِدْعَة». بدعت انجام کارى است که پیش از آن کسى انجام نداده باشد؛ عمر آن را بدعت نامید؛ چرا که این قضیه در زمان رسول خدا صلی الله علیه و زمان ابوبکر با این ویژگى (به جماعت) نبوده است.
نماز تروایح
محیى الدین نووى (متوفای676هـ)
محیى الدین نووی، شارح صحیح مسلم در کتاب معتبر تهذیب الأسماء واللغات مى‌نویسد:
و ثبت فى صحیح البخارى وغیره، أن عمر، رضى الله عنه، أوَّل مَن جمع الناس لصلاة التراویح، فجمعهم على أُبىّ بن کعب، رضى الله عنه، وأجمع المسلمون فى زمنه وبعده على استحبابها.
تهذیب الأسماء واللغات، ج 2، ص12، المؤلف: أبو زکریا محیی الدین یحیى بن شرف النووی (المتوفى: 676هـ)، عنیت بنشره وتصحیحه والتعلیق علیه ومقابلة أصوله: شرکة العلماء بمساعدة إدارة الطباعة المنیریة، یطلب من: دار الکتب العلمیة، بیروت - لبنان، عدد الأجزاء: 4.
در صحیح بخارى و دیگر کتاب‌ها ثبت شده است که عمر نخستین کسى بود که مردم براى خواندن نماز تراویح (به جماعت) جمع کرد و أبى بن کعب را امام آن‌ها قرار داد، مسلمانان پس آن بر استحباب خواندن تراویح به جماعت اجماع کردند.
نماز تراویح
ابن کثیر سلفى (متوفای774هـ)
ابن کثیر دمشقى نیز بدعت تروایح را یکى از نوآورى‌ها و شاهکارهاى عمر مى‌داند:
... وَأَوَّلُ مَنْ کَتَبَ التَّارِیخَ، وَجَمَعَ النَّاسَ عَلَى التَّرَاوِیحِ، وَأَوَّلُ مَنْ عَسَّ بِالْمَدِینَةِ، وَحَمَلَ الدِّرَّةَ وَأَدَّبَ بِهَا، وَجَلَدَ فِی الْخَمْرِ ثَمَانِینَ ...
البدایة والنهایة، ج10، ص181، المؤلف: أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن کثیر القرشی البصری ثم الدمشقی (المتوفى: 774هـ)، تحقیق: عبد الله بن عبد المحسن الترکی، الناشر: دار هجر للطباعة والنشر والتوزیع والإعلان، الطبعة: الأولى، 1418 هـ - 1997 م، سنة النشر: 1424هـ / 2003م، عدد الأجزاء:21 (20 ومجلد فهارس)
نخستین کسى که تاریخ را ابداع کرد و مردم براى خواندن نماز تراویح جمع کرد، عمر بود.
بدعت نماز تراویح
صنعانی (متوفای1182هـ)
ابن حجر نیز در کتاب سبل السلام می‌نویسد:
إذَا عَرَفْت هَذَا عَرَفْت أَنَّ عُمَرَ هُوَ الَّذِی جَعَلَهَا جَمَاعَةً عَلَى مُعَیَّنٍ وَسَمَّاهَا بِدْعَةً وَأَمَّا قَوْلُهُ " نِعْمَ الْبِدْعَةُ " فَلَیْسَ فِی الْبِدْعَةِ مَا یُمْدَحُ بَلْ کُلُّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ.
سبل السلام ج1 ص344 المؤلف: محمد بن إسماعیل بن صلاح بن محمد الحسنی، الکحلانی ثم الصنعانی، أبو إبراهیم، عز الدین، المعروف کأسلافه بالأمیر (المتوفى: 1182هـ)، الناشر: دار الحدیث، الطبعة: بدون طبعة وبدون تاریخ، عدد الأجزاء: 2 .
وقتى این مطلب را متوجه شدی، این را نیز مشخص مى‌شود که عمر، (نخستین) کسى بود که دستور داد آن را به جماعت یک شخص معین بخوانند و عمر بود ک آن را بدعت نامید؛ اما این که گفته «نِعْمَ الْبِدْعَةُ ؛ چه بدعت خوبی»، در بدعت چیزى وجود ندارد که قابل ستایش باشد؛ بلکه هر بدعتى (سرانجامش) گمراهى است.

بدعت تراویح

مجیر الدین العلیمى (متوفای927هـ)
مجیر الدین علیمی، نیز در این باره مى‌نویسد:
وَهُوَ أول من جمع النَّاس لصَلَاة التَّرَاوِیح وَأول من کتب التَّارِیخ ... .
الأنس الجلیل بتاریخ القدس والخلیل ج1 ص260 المؤلف: عبد الرحمن بن محمد بن عبد الرحمن العلیمی الحنبلی، أبو الیمن، مجیر الدین (المتوفى: 928هـ)، المحقق: عدنان یونس عبد المجید نباتة، الناشر: مکتبة دندیس - عمان، عدد الأجزاء: 2 .
عمر، نخستین کسى بود که مردم را براى خواندن نماز تراویج جمع کرد و نخستین کسى بود که تاریخ را ابداع کرد.

العلیمی الحنبلی ، مجیر الدین عبد الرحمن بن محمد بن عبد الرحمن بن محمد (متوفای927هـ) الأنس الجلیل بتاریخ القدس والخلیل ، ج 1، ص260، تحقیق : عدنان یونس عبد المجید نباتة ، ناشر : مکتبة دندیس - عمان - 1420هـ- 1999م .
9. ابن سمعون بغدادى (متوفای378هـ)
ابن سمعون بغدادى در کتاب «أمالى» مى‌نویسد:
وهو أول من جمع الناس على إمام واحد فی التراویح.
عمر، نخستین کسى بود که مردم را براى خواندن نماز تراویح، پشت سر یک امام جمع کرد.
ابن سمعون البغدادی ، أبو الحسین محمد بن أحمد بن إسماعیل بن عنبس (متوفاى387هـ)، أمالی ابن سمعون، ج 1، ص351، طبق برنامه الجامع الکبیر.
10 . ابوهلال عسکرى (متوفاى395هـ)
ابو هلال عسکرى در کتاب «الأوائل» خود مى‌نویسد:
وأول من اتخذه عمر.
أول من سن قیام شهر رمضان سنة أربع عشرة.
نخستین کارهائى که عمر انجام داد:
نخستین کسى که بجاى آوردن نماز (نافله) ماه رمضان را (به جماعت) بنانهاد، عمر بن الخطاب بود.
العسکری ، أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعید بن یحیى بن مهران (متوفاى395هـ) الأوائل للعسکری ، ج1، ص398، طبق برنامه الجامع الکبیر.
ابن حجر عسقلانی (متوفای852هـ)
ابن حجر نیز در کتاب «سبل السلام»‌ می‌نویسد:
عرفت ان عمر هو الذی جعلها جماعة علی معین وسماها بدعة.
شناختی که عمر همان کسی است که نماز تروایح را به جماعت قرار داد پس سر امام معین و او را بدعت خوب نامید.
سبل السلام شرح بلوغ المرام،‌ ج2،‌ص 26 ، مکتبه المعارف - الریاض